خوشبختی را دیروز به حراج گزاشتند .من زاده امروزم ولی چرا؟؟امروز میسوزم؟!
من نشانی از تو ندارم اما
نشانی ام را برای تو می نویسم:
درعصرهای انتظار
به حوالی بی کسی قدم بگذار!
خیابان غربت را پیدا کن و
وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو!
کلبه ی غریبی ام را پیدا کن،
کناربیدمجنون خزان زده و
کنارمرداب ارزوهای رنگی ام!
درکلبه را باز کن و
به سراغ بغض خیس پنجره برو!
حریر غمش را کنار بزن!
مرا خواهی دید
بابغضی کویری که غرق عصاره ی
انتظار پشت دیوار غم هایم نشسته ام
ارسالی از طرف دوست عزیزم ♥ محمد♥

:: بازدید از این مطلب : 757
|
امتیاز مطلب : 46
|
تعداد امتیازدهندگان : 10
|
مجموع امتیاز : 10